محمد بن حسين البيهقي
999
تاريخ بيهقى ( فارسي )
توضيحات و حواشى ص 869 ( 1 ) - چنين گفت : مرحوم دكتر فياض در حاشيه نوشتهاند : « اين كه ما اينجا را آغاز مجلد نهم گرفتيم مبنى بر فرض و احتمال است چون در كتاب محل ديگرى فيما بين آغاز مجلد هشتم تا آغاز مجلد دهم كه ابتداى مجلد باشد ديده نمىشود . . . عبارت اين چند سطر اول مجلد هم ساختگى به نظر مىرسد . . . » ( 2 ) - مقام : بضم اول مصدر ميمى اقامت ( 3 ) - بو سهل : مراد بو سهل پردهدار معتمد حاجب سباشى ، از لحاظ دستورى عطف بيان « سوار سالار » ( 4 ) - چاشتگاه فراخ : هنگام چاشت يا نزديك ظهر ( 5 ) - جنگ مصاف : جنگ با آرايش نظامى و آداب خاص ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 758 شمارهء ( 13 ) ( 6 ) - پاره : قطعه و قواره ( 7 ) - اسبى غورى : اسبى از نژاد اسبان غور كه ناحيهء كوهستانى ميان هرات و غزنه است ( 8 ) - اسكدار : بفتح اول و سكون دوم و ضم سوم بريد چاپارى ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 446 شمارهء ( 9 ) به اسكدار يعنى بوسيلهء چاپار و پيك سوار ( 9 ) - باشد : فعل تمنائى است ظاهرا يعنى اميد است كه صلاح و صواب باشد ( 10 ) - مستوره : پوشيده ، اسم مفعول بصيغهء مؤنث از ستر بفتح اول و دوم - گويا مقصود نامهء محرمانه و پوشيده است ، در تاريخ بيهقى تصحيح دكتر فياض چاپ 1324 مسطوره در متن آورده شده است و مستوره در حاشيه - مسطوره بمعنى نوشته و مكتوب اسم مفعول بصيغهء مؤنث از سطر ، براى توضيح بيشتر نگاه كنيد بلغت نامهء دهخدا ذيل مسطوره ص 870 ( 1 ) - واجب نكردى : ظاهرا مصحف واجب بكردى است ( 2 ) - مطلق به گفتن : گشاده و بىقيد و شرط اظهار كردن ( 3 ) - در نسخهبدل اين جمله به اين صورت آمده است كه صحيح مىنمايد « به اين كار بزرگ دست نبايست كرد » ( 4 ) - وى : مرجع ضمير خواجهء بزرگ احمد